![]() من مسافری هستم در راهی تا رسیدن به خدا خوشنودم که همسفری که خدا برایم فرستاد ، همنفسی و هم صحبتی و همراهی و "همسری" اش بیش از پیش مرا با خدا آشنا کرد. برای من و او زندگی فرصتی است برای تعالی برای تکامل برای اونی شدن که خدا میخواد واسه "رسیدن" تنها امبدمان توکل و اعتماد به خداییست که ما را بهم رساند . آنچه اینجا می نویسم ، موضوعاتیست که مدتها به آن اندیشیدیم و تمام تلاشمان هم این بوده است که به آنها عمل کنیم چون باور داریم دانسته هایی که به کار زندگیمان نیاید ، بار اضافیی است که بر دوش ذهنمان گذاشته ایم .
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آرشيو موضوعي
جستجو
پيوندها
به یاد خدا و مهربانی هایش
رها کن و به خداوندبسپار معصومیت از دست رفته خدایا! صدایت می کنیم (عشق حقیقی (شبنم عشق خدا-عشق آدم به سوی خدا برویم یک بیشه اندیشه برای خاطر آیه ها بی خداحافظی مسافر کوچولو 7 شهر عشق همنشین دل قاصدک بارون عطش شکن سودای دل تفسیر قرآن دوست من اندیشکده ماه جوانم انفرادی اسیردل فسانه مسیر سعی پنجره :: طراح قالب:: پيوندهاي روزانه
|
تا رسیدن
تا رسیدن به خدا یک قدم بیشتر راه نیست . باید یک قدم روی هوای نفس پا گذاشت قدم بعدی پیش خداییم 48. قانون دوم نیوتن
یه قانونی هست تو طبیعت که به نام "قانون دوم نیوتن " معروفه و احتمالا بیشتر کسایی که اینجا رو میخونن اونو میدونن طبق این قانون وقتی به جسم نیرو وارد بشه و اندازه نیرو طوری باشه که جسم رو به حرکت در بیاره شتابی که جسم میگیره با اندازه نیرو متناسبه (یعنی هر چی نیرو بیشتر ، شتاب بیشتر ) و جهت این شتاب ، هم جهت با نیروی اعمال شده است و در ضمن با جرم جسم نسبت معکوس داره (هر چی جسم سنگین تر باشه یعنی جرم یا لَختییش بیشتر باشه ، شتابی که میگیره کمتره )....
مثال معروفش همون سیب معروفی است که بر سر آقای نیوتن افتاد .... چون نیروی وزن بر سیب به سمت پایین وارد میشد ، سیب به سمت پایین شتاب میگرفت .... حالا اگه چند تا نیرو به جسم وارد بشه ، جسم در نهایت شتابی میگیره که جهتش با جهت برآیند نیروها متناسبه ، مثلا اگه یه نیرو به شمال و یه نیرو درست هم اندازه اون به سمت شرق وارد بشه ، جسم در جهت شمال شرقی حرکت میکنه ... درست همچین اتفاقاتی برای تکامل معنوی ما می افته .... یعنی اگه اراده کردیم که رشد کنیم به سمت بالا ، باید تمام تلاشمون این باشه که خودمون رو در معرض به نیروهای سمت بالا قرار بدیم ، هر چی نیروهای مزاحم (نیروهای در سمتهای مختلف) بیشتر باشه اون رشد ، کمتر اتفاق میافته .... اگه ارادمون برای این رشد ، ضعیف باشه (جرم یا لَختیمون بیشتر یا به قول مشهدیها خپل تر باشیم) ، اثر نیروها کمتر و در نتیجه ، در جازدن و تکون نخوردن از سر جامون بیشتره ... اگه اراده تغییر (رشد و تکامل معنوی ) داریم ، دیدن ، شنیدن ، گوش کردن ، حرف زدن ، دوستی کردن باهر چیزی یا هر کسی که تو این رشد کمکمون کنه میشن نیروهای به سمت بالا ..... اگه خواهان رشد بیشتریم باید اراده رشد رو تو خودمون قویتر کنیم و این نیروهای به سمت بالا رو بیشتر کنیم ... مضافا اینکه وقتی این شرایط (اراده و نیروهای مناسب ) فراهم بشه ، در صورتیکه ایمان هم داشته باشیم ، خدا هم راههای هدایت و رشد بیشتری رو برامون باز میکنه وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقتخدا با نيكوكاران است (عنکبوت ۶۹)
و سعی ما رو بی نتیجه نمیگذاره
وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد آنانند كه تلاش آنها مورد حقشناسى واقع خواهد شد (اسرا۱۹)
ولی عکسش ، اگه اراده تکامل نداشته باشیم خودمون هم مرتب در معرض نیروهای نامناسب قرار بدیم و اصرار و پافشاری داشته باشیم در جهت سقوط بیشتر ،خدا هم کاری میکنه که بیشتر زمینه سقوط آماده بشه ، بیشتر در این غفلته فرو بریم
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند درهاى هر چيزى [از نعمتها] را بر آنان گشوديم تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ناگهان [گريبان] آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند (۴۴انعام)
و این مهلت و فرصت دادن و غرق شدن در تمام این نیروهای مخالف (خوشیها و لذتهای صرفا مادی) بر کفر و سقوطمون اضافه میکنه
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ
آدرس عکسها : http://www.spaceflightnow.com/shuttle/sts118/070808launchpix/04.jpg http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/6/67/phm0050a.gif
|+| نوشته شده توسط مسافر در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 12:41
47. اعتماد به خدا
اعتماد به خدا بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر کمال و ترقی است
این حدیث رو چند روز بعد از بزرگترین اعتمادم به خدا شنیدم و چقدر برایم آنروزها این وعده شیرین بودو امشب دوباره در شب شهادتش اونو شنیدم و چقدر برایم دلچسب و قابل لمس بود اولین باری که به طور کامل به خدا اعتماد کردم در زمینه ازدواجم بود ، هنوز هم به آرامشم که در لحظه های انتخاب فکر میکنم ، آرامش می گیرم و خداوند چه خوب جواب اعتمادم را داد وقتی داشتم پلهای پشت سر را خراب میکردم تنها یک حضور برایم پررنگ بود و آن خدایی که در این نزدیکیست و وعده هایش بیشک حق و حقیقت است خدایا چقدر باید شاکر باشم ، به خاطر اینکه جواب اعتمادم را به شایستگی دادی همسری بهم هدیه دادی که دستم را گرفت و پا به پا برد برای عمل به دانسته هایم دانسته هایی که باور داشتم درستند چون از سر چشمه های زلال قرآن و ائمه بود اما مبترسیدم در این دنیای پر آشوب به آنها عمل کنم میترسیدم از اینکه جواب ندهند این دانسته ها میترسیدم از اینکه میانه راه ببرم و نتوانم باقی راه را طی کنم ولی تو همیشه همراهم بودی همیشه همیشه در تمام لحظه های تردید و دودلیم خدایا تو را سپاس که لذت "اعتماد به خودت " را به من چشاندی خدایا مطمئنم که با منی من شکستم تمام پلهایی که این اعتماد را از من میگرفت ، تمام مصلحت سنجی های که کار "ملک" بود و "همه" بی اسنثنا مرا به آن دعوت میکردند میدانم با منی در همین نزدیکی ، همچنان که تا کنون بوده ای این را از آرامشی که این روزهاگمشده خیلیهاست ولی در دل ما جاریست میفهمم
سوره "ق" وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم
ادرس عکس :http://www.sitegraphic.com/pictures/alaho-akbar.jpg حدیث از امام جواد علیه السلام است
|+| نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ساعت 20:50
46. لغو
برای ماشین لباسشویی مشکلی پیش اومده ، بازش کردیم که تعمیر کنیم ، دو روزی هست که وسایلش تو آشپرخونه پخش و پلاست ، نمیدونم دقت کردی وقتی یه جایی به هم ریخته است ، آمادگی زیادی داره واسه بیشتر به هم ریخته شدن ، دیگه وسط اون شلوغی ، حس یخچال تمیز کردن و اجاق گاز پاک کردنم ندارم یا اینکه ظرفای شسته رو از تو آب چکون بردارم میگم حالا که اینجا شلوغ پلوغه ، یه کم شلوغتر که تاثیری نداره ........ خونه رو تازه جارو کردیم ، همه جا تمیزه ، تو ساعات اولیه بعد از تمیزی ، یه ذره کوچیکم که بیفته برش میداریم ، اگه یه کم این ذرات بیشتر بشه کم کم بیخیال میشیم میذاریم تا خوب زیاد بشه بعد یه جارو کشی اساسی ........ آینه رو تمیز کردیم ، بعدش یه اثر انگشت کوچولو ، یه لکه کوچیک که روش بیفته سریع متوجهش میشیم و پاکش میکنیم ، اگه تعداد این لکه ها زیاد بشه ، دیگه اون دقت اولیه رو از دست میدیم و دیگه بیخیال ...... ....... واسه روح هم دقیقا چنین اتفاقی میفته ، اگه هر شب یه گرد گیری بکنی یه محاسبه نفسی ، چیزی ، فرداش افتادن کوچکترین لکی رو تو آینه قلبمون احساس میکنیم ولی اگه نه کاری به کار محاسبه نفس و حساب کشی نداشته باشیم ، دیگه شتر با بارش هم که بیاد تو این شلوغ بازار گم میشه وقتی هر چی خواستیم گفتیم ، هر چی خواستیم شنیدیم ، هر کار که خواستیم کردیم ، هر چی خواستیم دیدیم ، دیگه یه دروغ ، یه نگاه نباید ، یه حرف نشاید ، همچین به جایی بر نمی خوره ، اونوقته که میبینی یکی صدها دروغ سر هم میکنه ، هزاران کلاهبرداری میکنه ، هزاران نگاه و کار اشتباه میکنه و شبم راحت خوابش میبره ، دیگه روحش اون حساسیت لازم رو نداره ، این در حالیه که اگه هر شب یه جوری دستی رو سر و روی ایمانمون ، وجدانمون ، روحمون بکشیم ، فرداش رد شدن یه غبار غفلت رو از روی روحمون احساس میکنیم ..... اونوقته که بنده خدایی میگه : من اگه یه " نگاه نباید " در طول روز داشته باشم ، نمازم پر کسالت میشه ، بیروح میشه و یکی کلی رابطه نا مشروع داره و گاها اهل نماز هم هست و مدعیه ما که هیچ اتفاقی برای ایمانمون نمی افته ..... اونوقته یکی خوردن یه لقمه و تنها یه لقمه شبهه ناک ، حال روحشو به هم میزنه و یکی دیگه میلیاردها دلار هم مال حروم بخوره ، سرو مرو گنده میچرخه و ککش هم نمی گزه اونایی که کارشون درسته ، از کوچکترین بیهودگیها هم حذر میکنند (پرهیز از هر چیزی که اگر چه گناه نیست ولی انجام دادن یا ندادنش لزومی نداره ) به خاطر همون زلالی آینه شون همین
سوره مومنون قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
روی جانان طلبی آینه را قابل ساز
|+| نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 7:49
45. دلتنگی
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
آدرس عکس : http://websaz.files.wordpress.com/2008/11/websaz-autumn-19.jpg
|+| نوشته شده توسط مسافر در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 19:28
44. اعتماد به خدا
خصوصی نوشتند که (با حذف جزئیات) : سخته باتمام وجود به خدااعتماد کنی من به حکمتش شک ندارم اگرچه هر روز ادمایی رو میبینم که زجرمیکشن وهیچ دلیلی هم براش پیدانمیکنم.با وجود اینکه از زجرکشیدن عزیزام که مطمئنم پاکن،خوبن ومستحق این عذابا نیستن عذاب میکشم اما میتونم نفسمو توی این مورد سرکوب کنم. میخوام عاشق خداباشم. من خیلی خسته ام.تنهایی نمیتونم.اگه کمکم نکنه نمیتونم. پاسخ : ببین عزیز تو اول از همه باید جایگاهت رو در مقابل خدا بدونی تو فقط یه "بنده ای " همین و بس ، "مولا"ت دوست داره تو را در یه شرایطی بندازدت حق اعتراض هم نداری (یعنی اگه داشته باشی هم مثلا میخوای چیکار کنی) تو فقط باید در اون شرایط راه درست رو انتخاب کنی همین اینو خیلی قاطع گفتم چون شرط اول حرفامه ببین عزیز بذار رک بهت بگم خودتم خوب میدونی تو این دنیا آدمهای زیادی هستن که شرایط مشابهی دارن ، مثلا یه بیماری خاص مادر زادی مثلا فلج هستن ، جدای از باورهاشون (دیندار و غیر دیندار) هر کدوم راهی رو برای زندگیشون انتخاب میکنن یکی تا آخر عمر غر میزنه و خدا رو هم به باد فحش میگیره یکی ضعفشو باور میکنه و ازش پلی میسازه برای پیشرفت یه جوری ضعفش رو ضربه فنی میکنه ، کلی مدال و جایزه یا اصلا هیچکدوم از اینا نه یه زندگی موفق تشکیل میده یکی گدا میشه یکی قهرمان بازی فلان میشه .... می بینی هر کسی یه جور با اون ضعف کنار میاد (جدای از باورهای دینیش) یکی در کودکی یتیم میشه میشه گدا میشه پیامبر میشه دانشمند یکی در فقر مطلق به دنیا میاد میشه فلان عالم ربانی میشه سیاستمدار میشه انگل جامعه واسه یکی نرسیدن به یه معشوق زمینی میشه اسید پاش شدن و طناب دار و این حرفا واسه یکی میشه شیدا شدن ، زلیخا شدن ، و هزار عاشقی که از همین راه به معشوق واقعی رسیدند ..... فکر میکنی اون چیه که باعث میشه شرایط یکسان سرنوشتهای متفاوتی برای آدمها پیش بیاره اختیارشون و قدرت استفاده از عقلشون یا ایمانشون غیر این نیست حرفم اینه یا مشکلات زاییده اشتباهات ما هستن (که فکر میکنم تقزیبا تمومش قابل جبرانن و مطمئنم اگه یه بار بخوای واقعا میتونی از نو شروع کنی بی اینکه خللی در رابطه تو با خدا وجود بی ) یا "امتحان" تو اند برای آزمودن عیار "ایمان" این من و تو هستیم که تصمیم میگیریم چه جوری با اون مصائب کنار بیایم واسه یکی یه شوهر بد اخلاق میشه مایه هزار انحراف اخلاقی واسه یکی میشه "آسیه " شدن واسه یکی یه پدر همیشه ورشکسته و مفلوک میشه "گدا" شدن واسه یکی میشه "قانونگزار شدن" جالبیش هم اینه که هر چی امتحانت سخت تر باشه و بهتر ازش بیرون بیای به جایگاه بالاتری صعود میکنی ببین عزیز مومن زرنگه از هر شرایطی بهترین استفاده رو میکنه ، یه همکار بد اخلاق میشه واسش امتحان صبر ، یه همسر بد میشه واسش کنترل خشم ، نگهداشتن ایمان ، میشه رئوف شدن ، میشه آدم شدن من حرفم اینه : اگر بخوای بندگی خدا رو کنی ، تحت هر شرایطی بهترین ماهیها رو میگیری حتی از گل آلود ترین آبها به قول بنده خدایی ، خدا مثل یه مادر مهربون که میخواد بچه اش راه رفتن رو یاد بگیره ، مدام مراقب بچه اشه ، ممکنه دستش رو ول کنه اما نمیذاره بیفته ، میذاره بیفته ولی نمیذاره رو بدجایی بیفته مهم اینه که مسجل شه واسه خودت (نه واسه اون) که میخوای راه بیفتی همین ، این خواستنه مهمه تو بخواه که بهش اعتماد کنی ، بخواه که بنده اش باشی ، نمیذاره بیفتی حتی تو بدترین جاهایی که فکر میکنی کاری ازت ساخته نیست البته یه چیز هم بگم این رابطه بنده و مولایی تا آخر همینجوری نمیمونه ها یه جایی این بنده عاشق مولاش میشه ، وقتی تسلیم شده ، وقتی دید مولاش هواشو داره و در باریکترین جاها دستشو گرفت ، عاشق میشه ، عاشق مولاش ، عاشق کسی که همه چیز در ید قدرت اوست ، اونوقت واسه هرچیزیش میدوئه در خونه مولاش ، چون میدونه بیراهه نمیبردش ، پول میخواد "رزاق" ه ، شفا میخواد "شافی"ه ، دوست میخواد "رفیق من لا رفیق له" ، عزت میخواد "عزیز " خلاصه آخر معرفت مرام و آرامشه مولاش در اینصورته که بنده فریاد میزنه ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم از آن سریم یا هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک و از این دست "عشق بازیها" که جز در سایه تبعیت از خدا و رسول و امامان به دست نمیاد اینو بدون : سخن از دوستیه خدا برای کسی که جز این راه رو میره حرف دور و پرتیه چون خودش گفته
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است
آل عمران ۳۱ پ ن : آدرس عکس :http://gallery.photo.net/photo/3018587-md.jpg
|+| نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 0:6
|